خراسان
مورخ یکشنبه 1389/02/19

هواي خوب و دل چسبي بود و ۸۰ دانش آموز مشهدي برابر برنامه ريزي هاي صورت گرفته، آماده شدند تا همراه معلمان خود در روز پنجشنبه، شانزدهم ارديبهشت  ماه به تفرجگاه سد کارده در اطراف شهر مشهد بروند و تجربه يک اردوي تفريحي را در دفتر خاطرات نوجواني خود به ثبت برسانند.آن ها با سرور و شادماني به راه افتادند و هريک در دنياي رويا و تخيلات خود سير مي کرد. دختران دانش آموز از حضور در طبيعت لذت مي بردند و همه چيز داشت خوب پيش مي رفت اما ناگهان حادثه اي شوم، غنچه لبخند را بر چهره دانش آموزان پرپر کرد و چشم هاي نگران و اشک بار در جست وجوي حقيقتي تلخ در جويبار مرگ غرق شد! ماجرا از اين قرار بود که يکي از دختر بچه هاي دانش آموز در حال عبور از کنار رودخانه به دليل سر بودن زمين به داخل آب سقوط کرد. در اين لحظه صداي جيغ بچه ها در فضا پيچيد. آن ها در جاي خود ميخ کوب شدند و با نگاه حيرت زده و تپش پر هيجان قلب هاي خود براي دوستشان که با مرگ دست و پنجه نرم مي کرد مي گريستند.لحظات سختي بر بچه ها و معلمان سپري مي شد تا اين که ۲ تن از مربيان فداکار براي نجات دانش آموز نوجوان وارد عمل شدند آن ها به سختي، دخترک را از آب بيرون کشيدند اما خود گرفتار امواج سيل آسا بودند. در اين لحظه اهالي محل نيز به کمک آمدند و يکي از مربيان فداکار از مهلکه نجات يافت اما خانم مربي ديگري که ۲۴ سال سن داشت به علت خفگي در آب جان به جان آفرين تسليم کرد تا در ايامي که بزرگداشت مقام و منزلت معلم پاس داشته مي شود با ايثار و ازجان گذشتگي خود، حقيقت مقام والاي معلم را در نمايشي هرچند دردناک، اما بزرگ به تصوير بکشد.روح بلند و آسماني اين مربي از خود گذشته شاد و قرين رحمت باد. اميد آن داريم ديگر بار شاهد وقوع چنين حوادث تلخ و ناگواري نباشيم و ...!در خور يادآوري است اقدامات قانوني لازم در اين باره به عمل آمد و جسد مربي فداکار به پزشکي قانوني انتقال يافت تا پس از طي مراحل قانوني به خاک سپرده شود.

وقتي نگاه هاي عاشقانه معلم قرآن و شاگرد ۱۳ ساله اش در کنار رودخانه به هم گره خورد هيچ کس نمي دانست که تا لحظه اي ديگر اين ديدار عاشقانه جاويدان خواهد ماند لحظه اي که امواج خروشان نيز آخرين نگاه هاي معلم و شاگرد را از ياد نخواهد برد انگار همين ديروز بود که «لايقه» به رسم ادب شاخه گلي سرخ را تقديم معلمش کرد تا زحمات او را بدين گونه پاس گويد اما در يک حادثه تلخ معلم دوباره درس ايثار و فداکاري آموخت. حميده دانش مربي ۲۴ ساله کانون فرهنگي راه حق جان به جان آفرين تسليم کرد تا چشمانش نظاره گر نجات شاگرد محبوبش از مرگ باشد. آري! او خود را به جريان آب زد تا بار ديگر به شاگردانش بگويد انديشه هاي ناب قرآني هرگز از ياد نمي روند آن جا بود که آب شاخه گل سرخ را با خود به دور دست ها برد.